سلام
من تازه با یه وب آشنا شدم به نام " زندگی با قرآن " . احساس کردم اگه به دوستانم معرفی کنم بد نباشه.امیدوارم با خوندن مطالبش بتونیم قرآن رو به زندگیمون وارد کنیم.
اینم آدرس وب

سلام
دوستان خداحافظی هیچ وقت برام آسون نبود ، امابه دنبال هر سلامی خداحافظی هم هست. عروسک خدا طبق قولی که به دوستاش داده بود میره تا آسمون بشه و از همه خداحافظی میکنه . امیدوارم اگه تو این مدت کسی رو اذیت کردم یا باعث دلخوری کسی شدم منو ببخشه . برای همه دوستانم موفقیت و خوشبختی و بهترینها رو آرزو دارم .
این پست آخر رو هم از عشق براتون میزارم .امیدوارم خوشتون بیاد و به کار ببندینش تا شادی رو حس کنید.

عشق مخاطب خاصی ندارد .
فقط دلی سرشار از عشق داشته باش .
عشق باید خاصیت تو باشد .
عشق ربطی به رابطه ندارد .
عشق به رایحه ی گل می ماند .
برای گل تفاوتی نمی کند که کسی رایحه اش را استشمام کند یا نکند .
حتی در دورترین و متروکترین نقاط جهان نیز گل هائی خوش رنگ و خوش بو می رویند . آنها بی آنکه منتظر نگاهی باشند شکوفا می شوند .
گل ها برای رنگ و بوی خود از کسی توقعی ندارند . خاصیت گل آن است که خوش ببوید و رنگ های بدیع خود را در آفتاب پهن کند .
همچون گل باش در دوست داشتن . گل ها نگران این نیستند که مبادا دیده نشوند . آنها مسرور شکوفائی و رایحه خویشتن اند .
عشق باید خاصیت تو باشد . عاشق باش . چیزی نخواهد گذشت که عین عشق خواهی شد و این لحظه ایست که قطره به دریا می رسد و دریا می شود .
مسیحا برزگر

نترس !
زیرا که من بهای آزادی تورا پرداخته ام .
من تو را به نام صدا زده ام ، تو مال من هستی !
هنگامی که از آبهای عمیق عبور میکنی ، من مراقب تو هستم .
هنگامی که سیل مشکلات بر تو هجوم بیاورد ، نخواهم گذاشت که غرق شوی .
هنگامی که از میان شعله های تباهی عبور می کنی ، شعله های آن تو ا نخواهد سوزاند .
زیرا من ، خداوند ، خداوند مقدس تو هستم و تو را نجات می دهم.
تمام دنیا را فدای تو میکنم ، زیرا برای من گرانبها و عزیز هستی و من تو را دوست دارم .
من تو را برای جلال خود آفریده ام.

دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
ای بوی آشنائی دانستم از کجائی
پیغام وصل جانان پیوند روح دارد
سودای عشق پختن عقلم نمی پسندد
فرمان عقل بردن عشقم نمی گذارد
زهرم چو نوش داروست ، وز دست یار شیرین
بر دل خوشست نوشم ، بی او نمی گوارد
باشد که خود به رحمت یاد آورند ما را
ورنه کدام قاصد پیغام ما گذارد
مولانا
ماه

شب ها به ماه دیده تو را یاد می کنم
با مه فساته گفته و فریاد می کنم
شاید تو هم به ماه کنی ، ماه من ! نگاه
با این خیال خاطر خود شاد می کنم
شهریار

می خواستم بگویم:
" گفتن نمی توانم "
آیا همین که گفتم
یعنی همین که
گفتم ؟!
قیصر امین پور
شمع خلوت

گریستم که: خدایا ! چه حقه زد شیطان؟
که هرچه یار موافق ز دور من برمید !
ندا رسید : که من شمع خلوت خود را
حریف بزم رقیبان نمی توانم دید
شهریار

حال کاری را که به تو سپرده شده است و باید آن را انجام دهی ، با تمام وجود این کار را دوست بدار و از تمام عشقی که در خود سراغ داری به بهترین شکل سرمایه بگذار .
اگر نعمت زنده بودن بدلیلی که تنها خداوند بزرگ می داند به تو هدیه شده است و تو باید زندگی کنی ، پس این زنده بودن را دوست داشته باش و عاشق هر لحظه آن باش . سختی هایش را با تمام وجود بپذیر و چالش ها و تقلا های زندگی رابا همه عشقی که در خود میبینی ، دوست داشته باش .
چشمانت راببند و ببین که با دوست داشتن زندگی چه قدرت و لذت عظیمی نصیبت می شود.
پس این قدرت را آزاد کن و بگذار تمام زندگی تو را در بر بگیرد .
عشق رابپذیر و اجازه بده الهه عشق زیباترین و شکوهمندترین زندگی را برایت فراهم سازد .

لحظات زندگی ات را دوست داشته باش و بعد بنگر که چگونه این لحظات کم قدر تو را به جلو خواهند راند .
حقیقت و راستی را عاشق باش و ببین که چه معجزه آسا میتوانی از عمق وجود راستی راببینی و درک کنی .
دوست داشته باش تا تفاوتی مثبت را در هر روز زندگی ات باعث شوی و بعد ببین که چه با شکوه مورد تحسین دیگران قرار میگیری .
زنده بودن و زندگی را دوست داشته باش و بعد ببین که چگونه کار برای تو والاترین و با ارزشترین ارزشهای واقعی را به ارمغان خواهد آورد .
بازی و تفریح را دوست داشته باش و بعد ببین که چه زیبا از دل تفریحات تو لذت و شادمانی سر برخواهند آورد .
ادامه دارد ...