یار غائب
جمعه بیستم اردیبهشت 1387

این اپ رو تقدیم میکنم به برادر ی که ندیدمش اما مثل برادر واقعیم دوستش دارم.
دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد
ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
ای بوی آشنائی دانستم از کجائی
پیغام وصل جانان پیوند روح دارد
سودای عشق پختن عقلم نمی پسندد
فرمان عقل بردن عشقم نمی گذارد
زهرم چو نوش داروست ، وز دست یار شیرین
بر دل خوشست نوشم ، بی او نمی گوارد
باشد که خود به رحمت یاد آورند ما را
ورنه کدام قاصد پیغام ما گذارد
مولانا
ماه

شب ها به ماه دیده تو را یاد می کنم
با مه فساته گفته و فریاد می کنم
شاید تو هم به ماه کنی ، ماه من ! نگاه
با این خیال خاطر خود شاد می کنم
شهریار
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:10 توسط عروسک خدا